به گزارش مشرق، «ویلمر جی. لئون» استاد سابق علوم سیاسی دانشگاه هاروارد آمریکا درباره میراث فکری و سیاسی آیتالله سید علی خامنهای رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران گفت: برای ارزیابی صحیح میراث فکری و سیاسی آیتالله سید علی خامنهای، ابتدا باید شرایط و زمینهای را که ایشان در آن حضور داشتند، درک کرد.
وی افزود: ایالات متحده و انگلستان در ۱۹ اوت ۱۹۵۳، از طریق کودتایی که توسط سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) سازماندهی شد، دولت ایران و نخستوزیر منتخب مردم، دکتر محمد مصدق، را سرنگون کردند و محمدرضا پهلوی را بار دیگر بر تخت سلطنت نشاندند.
این تحلیلگر آمریکایی اضافه کرد: پهلوی به مدت ۲۶ سال به عنوان یک پادشاه طرفدار غرب، شکنجهگر و قاتل، در قدرت باقی ماند.
وی ادامه داد: عوامل متعددی به وقوع انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ منجر شدند. ایرانیان عمیقا از اینکه شاه بهعنوان یک پادشاه مطلقا غربگرا حکومت میکرد، خشمگین بودند. او مخالفتهای سیاسی را از طریق پلیس مخفی خشن خود، ساواک، سرکوب میکرد.
همچنین «انقلاب سفید» را به اجرا گذاشت. اصلاحات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شاه در تقابل مستقیم با روحانیت شیعه قرار داشت، این نهاد را به حاشیه راند و هنجارهای اجتماعی سنتی اسلامی را برچید.
این نویسنده آمریکایی افزود: تا اواخر سال ۱۹۷۸، اعتراضات گسترده، اعتصابهای سراسری و اعتصابها در صنعت حیاتی نفت، کشور را فلج کرده بود. در مواجهه با ناآرامیهای فزاینده، در سال ۱۹۷۹ ائتلاف گستردهای از ایرانیان ــ شامل روحانیون، دانشجویان، کارگران و نیروهای چپ ــ برای سرنگونی حکومت خودکامهِ مورد حمایت غرب گرد هم آمدند. شاه سرنگون شد و از کشور گریخت.
لئون ادامه داد: آیتالله العظمی روحالله خمینی در سال ۱۹۷۹ با حمایت گسترده مردمی، پس از تبعید در سال ۱۹۶۴ به دلیل مخالفت صریح با سیاستهای سکولاریزاسیون و مدرنیزاسیون شاه، به قدرت رسید. وی تا زمان رحلت در سال ۱۹۸۹، در سن ۸۷ سالگی، رهبری ایران را بر عهده داشت.
این تحلیلگر آمریکایی تصریح کرد: تاریخ سیاسی ایران تاریخی پیچیده است، اما به نظر میرسد یکی از عناصر کلیدی این منازعه، تلاش مورد حمایت غرب برای سکولاریزه کردن حکومت و مطالبه پذیرش ایجاد مستعمره صهیونیستی اسرائیل از سوی ایران بوده است.
این نویسنده آمریکایی گفت: آیتالله سید علی خامنهای در ۴ ژوئن ۱۹۸۹ رسما رهبر ایران شد و سیاست ایشان از درک روشنی از تمایل غرب برای سکولاریزه کردن سیاست ایران و غربی کردن بافت اجتماعی ایران شکل گرفت.
لئون افزود: آیتالله سید علی خامنهای، بهعنوان مشاور کلیدی سلف خود، آیتالله العظمی روحالله خمینی، نقشی کلیدی در توسعه ایران بهعنوان بخشی از مقاومت در برابر غرب و در مرکز روند توسعه جمهوری اسلامی از زمان انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ تا زمان شهادت در سال ۲۰۲۶ ایفا کرد.
این نویسنده آمریکایی گفت: اندیشههای آیتالله سید علی خامنهای که بیشترین تاثیر را بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران داشت، گسترش راهبردی پنج شاخه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود.
وی تصریح کرد که ایشان درک کرده بود که ایران برای اینکه بتواند از خود در برابر امپریالیسم غربی و مداخله غرب حفاظت و صیانت و در عرصه بینالمللی رقابت کند، ناگزیر خواهد بود نیروهای دفاعی خود را به شیوهای بازسازماندهی کند که با مخالفان غربی خود مانند سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و ام آی ۶ همخوانی داشته باشد، در حالی که به سنت اسلامی پایبند باقی بماند.
این تحلیلگر آمریکایی گفت: آیتالله سید علی خامنهای همچنین عامل اصلی قرار دادن توانمندیهای هستهای ایران در مرکز امنیت ملی این کشور بود. این امر فوقالعاده استراتژیک بود.
لئون اظهار کرد: من معتقدم که او توسعه دکترینهای هستهای اعلامشده هند و پاکستان و برنامه هستهای «مخفی» اسرائیل را بررسی کرد و درک کرد که یک برنامه هستهای میتواند به همان اندازه خودِ برنامه، بهعنوان یک عامل بازدارنده موثر باشد، در حالی که همچنان به سنت اسلامی پایبند باقی بماند.
این نویسنده آمریکایی ادامه داد: ایشان همچنین نقشی اساسی در گسترش دامنه نفوذ و حضور منطقهای ایران در جنبش محور مقاومت ایفا کرد. او روابط با حزبالله در لبنان، حماس در فلسطین، انصارالله در یمن و نیروها در سوریه را گسترش داد و هماهنگ کرد.

لئون در پاسخ به سوالی درباره نقش رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران در شکلدهی و حفظ استراتژی «محور مقاومت» در منطقه و فراتر از آن نیز گفت: آیت الله خامنه ای و مشاورانش در پاسخ به ترورهای غیرقانونی بیوقفه، تحریمهای ناعادلانه، حملات نظامی غیرقانونی، خرابکاری صنعتی و حملات تروریستی، ناگزیر بودهاند رویکردی بسیار منحصر به فرد برای پاسخ به غرب اتخاذ کنند.
این نویسنده آمریکایی با استناد به قرآن کریم گفت: آیت الله سید علی خامنهای با درک آیه ۱۹۰ سوره بقره «و در راه خدا با کسانی که با شما میجنگند، بجنگید، اما تجاوز نکنید؛ زیرا خداوند متجاوزان را دوست ندارد»، آیتالله سید علی خامنهای رویکردهای بسیار جالبی برای تعامل با غرب بسط داده است.
وی افزود: ایشان همچنین نقشی اساسی در گسترش دامنه حضور و نفوذ منطقهای ایران در جنبش محور مقاومت ایفا کرد. او روابط با حزبالله در لبنان، حماس در فلسطین، انصارالله در یمن و نیروها در سوریه را گسترش داد و هماهنگ کرد.
این تحلیلگر آمریکایی در پاسخ به سوال دیگری درباره تاثیر راهبرد مقاومت رهبر شهید انقلاب اسلامی بر سیاستها و تحولات جمهوری اسلامی ایران، به ویژه در طول جنگ فعلی، و نیز محاسبات استراتژیک ایالات متحده و متحدان منطقهای آن گفت: من معتقدم راهبرد مقاومت ایشان بسیار تاثیرگذار و مهم بوده است. محور مقاومت، ماموریت و انگیزهای کاملا متفاوتی نسبت به متجاوزان غربی دارد. بهعنوان یک جنبش مقاومت، ماموریت بنیادین آن به چالش کشیدن، اصلاح کردن یا سرنگون کردن یک قدرت مستقر است. تمرکز آن بر مبارزه مبتنی بر اخلاق است و موفقیت آن در طول زمان حاصل خواهد شد.
لئون ادامه داد: ماموریت قدرت مستقر (غرب)، حفظ ثبات نهادی، پاسداری از وضع موجود و اعمال حاکمیت خود است. هدف مقاومت، وارد کردن طرف مقابل به یک جنگ فرسایشی است؛ یعنی حفظ توان ادامه مبارزه برای روزهای آینده. در گذر زمان، قدرت مستقر فرسوده و تضعیف خواهد شد و ناگزیر به اتخاذ تصمیمات بسیار دشوار خواهد شد.
این تحلیلگر آمریکایی گفت: این همان چیزی است که در حال حاضر میان ایران و مستعمره صهیونیستی، ایران و ایالات متحده، و دیگر دولتهای منطقه در حال وقوع است.
وی تاکید کرد: غرب با نادیده گرفتن قدرت مقاومت، مبنای اخلاقی و هدف مقاومت، و همچنین با اتکا به غرور خود، در منطقه به موقعیتی گرفتار شده است که پیروزی در آن امکانپذیر نیست. بار دیگر، همانند ویتنام، عراق و افغانستان، غرب در مناقشهای که خود آن را ایجاد کرده بود شکست خورده است؛ قربانی رویدادی است که خود رقم زده است. اکنون بهطور ناامیدانه در جستوجوی راهی برای خروج آبرومندانه است، در حالی که چنین راهی وجود ندارد.




